وبلاگها
در ادامهی داستان تولدش، هرا – در خشم خود از کشف خیانت شوهر آیندهاش (باز هم) – لتو را از بارداری به سرزمین قدرتمند منع کرد. دومین دوست دختر زئوس که به او کمک کرد، تایتانس لتو، دختر کوئوس و فیبی بود که دوقلوهای الهی، آپولو و آرتمیس، را به دنیا آورد. این دو به اوج لذت رسیدند و متیس به زودی انتظار داشت که زئوس با قدرت درونی خود، دختر را از ترس تسخیر کند و پسری به اندازه کافی قوی برای سرنگونی او به دنیا آورد. هر زمان که به او اجازه داده میشد تا زئوس را به عنوان یک موجود واقعی ببیند، به ندرت به داشتن یک پسر خانوادگی فکر میکرد. با کمک آتنا، یک قهرمان یونانی دیگر، بلروفون، توانست این اسب جدید را به نبرد با کایمرا، هیولای هیبریدی معروف، بفرستد. او میتوانست شعلهای از خود ساطع کند و بخش جدید لیکیا را در آناتولی مدرن وحشتزده کند.
با این حال، زئوس در بیشتر متعلقات اعضای خانواده مورد پرستش قرار میگیرد، که در آن یک محراب مشتاق سعی میکند به حیاط شما اختصاص داده شود، تا مالک آن باشید زیرا زئوس هرکیوس، آتش خانواده شما را ایمن میکند و شما به طور کلی داراییهایتان را خواهید داشت. به همین ترتیب، مدت زمان مرگ یک انسان بزرگ با دقت در صورتحسابهای طلایی زئوس وزن شده است. افرادی که مرتکب اشتباه میشدند یا مدت زمانی که از روی بیتقوایی خدمت میکردند، واقعاً مجازات میشدند، تمایل دارند برای همیشه مجازات شوند.
اورانوس از مردمش متنفر بود و ممکن است آنها را بترساند، اگر او را تصاحب کنند، بعداً میتوانند او را سرنگون کنند. آنها نه تنها به عظمت جدید زئوس، بلکه به قدرت فیزیکی و ارادهی ناشی از موضعشان نیز اشاره میکنند. جوانان لتو، آپولو و آرتمیس از زمان تولدشان مورد علاقهی تماشاگران بودند.

نویسندهی جدید هلنیستی، اوهمروس، اغلب این ایده را مطرح میکرد که زئوس در واقع پادشاهی از کرت بوده است که پس از مرگ، شکوه او به آرامی به یک خدای خوب تبدیل شده است. مجسمههای عاجی از "پسر الهی" خود در نزدیکی لابیرنت در طول کنوسوس توسط سر آرتور ایوانز کشف شده است. داستانهای جدید کدهای تبلیغاتی بدون واریز کازینو goldbet از مینوس و اپیمنیدس نشان میدهد که این نوع غارها بلافاصله برای پیشگوییهای انکوباتوری توسط پادشاهان و کاهنان مفید بودهاند. در کرت، زئوس در غارهای زیادی در کنوسوس، آیدا و پالائیکاسترو مورد پرستش قرار میگرفت. آنها مناطق دیگری را برای متخصصان در نظر گرفتند و به روشهای مختلفی پرستش میشدند. به عنوان مثال، برخی از فرقههای محلی از زمان زئوس به عنوان یک عیسی زمینی عالی به جای عیسی آسمانی خود، از او دور شدند. اگرچه «جمعکنندهی ابرها»ی هومری جدیدترین مظهر خوبی هوا و رعد و برق است، اما او همچنین برترین مصنوع اجتماعی بوده است؛ از برخی جهات، او جدیدترین تجسم دور از باورهای مذهبی یونانی و خدای کهن یونانی بوده است.
زئوس در درون تایتانوماخی
این مرد و دیونیسوس، نقش جدید خدای اصلی فریگیایی خود، سابازیوس، را از خدای تلفیقی که در روم به عنوان سابازیوس شناخته میشد، جذب کردند. هنگامی که اسکندر سفری به صحرا کرد تا در سیوا با پیشگوی جدید صحبت کند، این طرح جدید از یک سیبیل لیبیایی در تخیل هلنیستی پدیدار شد. زئوس آمون به ویژه در اسپارت، که در آن معبدی وجود داشت، بهترین عملکرد را داشت تا بتوانید تا زمان نبرد پلوپونز خود زندگی کنید. هنگامی که اودیسه سرود (حدود ۷۵۰ سال قبل از میلاد) را نوشت، پیشگویی از کاهنان پابرهنه به نام سلوی انجام میشد که روی زمین دراز کشیده بودند و میتوانستند خش خش برگها و شاخهها را ببینند.
رهبری او سالهای طلایی نامیده میشود، در حالی که فانیان تحت کنترل قوانین نبودند. پس از آن، کرونوس جایگاه اورانوس را تصاحب کرد و رهبر عالی جدید کیهان خود شد. برای شروع، فقط یک خدا وجود دارد، گایا، سیاره ما. آنها چهار خواهر و برادر اصلی دارند، هرا، دمتر، پوزئیدون، هستیا و شما ممکن است هادس باشید. زئوس، عیسی جدید یونانی و همچنین حاکم دور از المپوس، در کوههای جدید کرت بزرگ شد.
اوریپید در تراژدی اکنون فراموششدهاش، میسیانس، زئوس را به عنوان «چشم خورشید» آشکار کرد، و در جای دیگری از هلیوس به عنوان «بینش خردمندانه جدید از زئوس، بخشنده زندگی» یاد میشود. در واقع زئوس گاهی اوقات با نیکی نور خورشید هلنی، هلیوس، که احتمالاً گاهی اوقات به عنوان بینش زئوس شناخته میشود، یا به طور ضمنی به این صورت به آن اشاره میشود، تلفیق میشود. آنتیوخوس چهارم اپیفانس، رهبر جدید سلوکی، مجسمهای زیبا از زئوس المپیوس را در معبد یهودیه در داخل اورشلیم برپا کرد.

هومر از ایلیاد، از تلاش دیگری برای سرنگونی خبر میدهد که در آن هرا، پوزئیدون و آتنا توطئه میکنند تا زئوس را شکست دهند و او را به بند بکشند. آپولودوروس نیز اعضای مشابهی را به همراه میآورد و اعلام میکند که هر زمان زئوس به بزرگسالی برسد، از اوشنید جدید، متیس، کمک میگیرد که کرونوس را وادار به استفراغ شدید میکند و او را مجبور میکند تا سنگ تازه را بالا بیاورد و پنج خواهر و برادر زئوس را. از آنجایی که این غار به عنوان سرزمین ممنوعه برای فانیان و خدایان شناخته میشود، گروه کوچکی از دزدان تلاش میکنند تا عسل را از آن استخراج کنند. آنتونینوس لیبرالیس، در دگردیسیها، ادعا میکند که رئا برای زئوس در غاری مقدس در کرت، پر از زنبورهای مقدس، که پرستار نوزاد میشوند، شروع به کار میکند. هرا شما را به آمالتیا میرساند، که گهواره خود را از جنگلی آویزان میکند، جایی که او ممکن است در بهشت، روی زمین یا در اقیانوس نباشد، به این معنی که هر وقت کرونوس بعد از آن به دنبال زئوس میگردد، نمیتواند او را پیدا کند.
زئوس (Zeus)، یکی از خدایان المپ، و همچنین پدر خدایان و شما مردم، در واقع پسر کرونوس و رئا، خواهر و برادری از پوزئیدون، هادس (Pluto)، هستیا، دمتر، هرا، و در عین حال برای کمک به خواهرشان هرا، به او پیوست. زئوس دختر را به طور کامل بلعید تا از یک پیشگویی بزرگ جلوگیری کند و او در شکم او ساکن شد. نایک ارابه زئوس را میراند و گاهی اوقات او را در حالت کوچک در حالی که چیزی شبیه به یک خدای بزرگ بود، به تصویر میکشید. جدیدترین عیسی همیشه با یک لباس بلند (chiton) و شنل (himation) پوشیده شده است، اما گاهی اوقات برهنه به تصویر کشیده میشود. الهه جهان، گایا (Gaea)، که از زندانی شدن تایتانهای خود خشمگین شده بود، غولهای جدید را ترغیب کرد تا از خدایان دور از المپ جدا شوند.
آن مرد فوراً عاشق دختر جدید دیمیتر شد و سپس آن زن را به دنیای زیرین آورد. او به طور کامل حساب زندگی و مرگ را رسیدگی میکرد و میتوانست مردم را از فریب دادن به مرگ نجات دهد. به همین دلیل، خدای دنیای زیرین جدید یکی از ترسناکترین خدایان در میان فانیها است. هادس بر دنیای زیرین حکومت میکرد و بر ارواح جدید مردگان حکومت میکرد. او به خاطر خیانت و همچنین فرزندان و همسران متعددش محبوب بود.